تبليغاتX
ذره بین
ذره بین

فرهنگ اسکوپ


علی

از هم الآن (همین الآن)

از تمام دوستان و کسانیکه به نوعی با حقیر آشنایی دارند طلب حلالیت میکنم و درخواست دارم ببخشند هرآنچه از مصدر بدیهای من صادر شده و خدایی ناکرده اذیتی صورت داده.

قول میدهم به خودم و خدای خودم در قربانگاه اسماعیل قربانیش کنم.

عازم بیت الله الحرام هستم، با رویی سیاه به امید بازگشتی سپید.

اگر حقیست برگرده ای ازجانب این ناپاک در این یک هفته ی مانده تماسی حاصل یا نظری در اینجا روانه کنید تا جبران کنم.

یاعلی...

  توسط مجتبی صبوری نژاد  |

 

نفهم

هنوز نفهمیدم چرا وقتی چشمم را پشت ویزر دوربین قرار میدهم نمیتوانم آنچه در دلم دارم راببینم؟

هنوز متوجه نشده ام چرا هیچ داستان و هیچ فیلمنامه ای به دلم نمینشیند؟

هنوز نفهمیدم چرا هیچ اسلوب تصویر برداری و قاب سازی تصویری جای بی قاب بودن را نمیگیرد؟

هنوز نفهمیدم چرا وقتی حرف از فلان فیلم و فلان برنامه میشود گمان میکنم دارند در خلاء صحبت میکنند؟

هنوز نفهیدم چرا در سینما چراغ ها را خاموش میکنند تا همدیگر را نبینیم؟

هنوز نفهمیدم چرا در تمام فیلم ها شخصیت های داستان اینقدر حرف میزنند که نمیگذارند فیلم را ببینیم؟

هنوز نفهمیدم چرا هیچ کس در فیلمش آسمان را برای مدتی بیش از 2 ثانیه نشان نمیدهد؟

هنوز نفهمیدم چرا نمیفهمم سینما را برای چه اختراع کردند؟

هنوز نفهمیدم که نمیفهمم.

هنوز نفهمیدم که هیچ کس نفهمیده است که سینما باید سی نما باشد ولی یک نما بیشتر نیست.

هنوز نفهمیده ام چه میگویم.

هنوز نفهمیده ام...

  توسط مجتبی صبوری نژاد  |

 

دمه در

برایم جالب بود که وقتی پشت درب دانشگاه ایستاده بودیم و راهمان نمیدادند داخل دانشگاه، با حراست که صحبت میکردم خیلی برایمان نگران بودبه همه جا تلفن میزد.

خوهران کاپشن هایشان را پهن کردند روی زمین و نماز خواندند. همان جلوی درب دانشگاه.

مسئول کل حراست با من حتی تلفنی صحبت هم نکرد.(شاید از ترس نداشتن پاسخ درخور)

از دفتر ریاست تماس گرفتند ولی هیچ کس پای تلفن نرفت تا صحبت کند.

از دفتر ریاست دویدند دمه در و درخواست کردند برویم داخل.

وقتی شنید به دانشگاه میگوییم پادگان، کلی به غیرتش برخورد.

نمیرفتیم داخل ولی خیلی اصرار کرد.

شاید هم عذر خواهی.

در کل نماز خواندن اینقدر تیرش نافذ است که حتی پیشانی به مهر نشان ها هم از ترسش میدوند دمه در.

سال نو هم تمام شد.

درست نوشتم! همان سالی که 365 روز پیش نو بود!!!

  توسط مجتبی صبوری نژاد  |

 

ارث بابات که نیست

با وجود تمام معیار های اندازه گیری نمی توانم اندازه دقیقی از تو بدست بدهم

 دهنم که نه تمام تفکرم غابض است از ارائه چیزی جدید!

نمی توانم بفهمم چرا دور خودت یا بهتر بگویم دور خودتان حصار کشیده اید و فکر میکنید فقط خودت یا بهتر گفتم خودتان آدمید و ما بقی غیر از آدم؟!

باید بقیه را یه جوری آدم کرد تا شبیه ما شوند و تفکر ما را به خود بگیرند و مثل ما فکر کنند؟!!

چرا؟

آخه قربونت برم مگه تفکر من و تو همون تفکر اصیل و بی بدیله؟

تا یه جایی اش قابل قبوله ولی از اون جا به بعد دیگه قابل قبول نیستا!!

از کجا به بعد ؟ از اونجایی که بین خودی ها هم تفاوت قائل بشیم بگیم شما ها هم دیگه خراب شدید و از این حرف ها!

منظورم مسایل کلان سیاسی و انتخابات مجلسو اینا نیست! همین گفتمان درون بسیجی خودمونه توی دانشکده!

برای خودتون لابی تشکیل بدید توی خودتون تصمیم بگیرید خودتون اجرا کنید بقیه هم اگه دوست داشتن میتونن بیان بیش شما اصلا شماها مرکزید شماها معیارید یا بهتر بگم شماها همه چیزید و امام و آقا همون چزیه که شما ها فهمیدید!

نه!

فکر میکنم یه کمی بیراهه رفتیم!

رفتید!

رفتند!!

تند و بی پروا!

شیطون بیکار نیست تا ما با سرعت برسیم به خدا!!

یه کمی تأمل کنیم! فکر کنیم!

شاید به جای این حرف ها و این برخورد های تند و زننده یه راهکاری پیدا شد برای قوتی دوباره!

فکر میکنم این خمودی و چند نفری و تک هسته ای بودن به دلیل اینکه فقط و فقط یک گفتمان اون هم همونی که قبلی انتخاب میکنه و دوست داره بیاد سر کار، رأس کار قرار گرفته!

نه درستش کنید!

درستش کنیم!!

نباید اینطوری بود!

  توسط مجتبی صبوری نژاد  |

 

انتخابات - برگ جدیدی در هویت ایرانی

با گذر از سنت و روبرو شدن با دوران جدید در کارنامه بشریت، تغییراتی چند در عرصه های فردی و اجتماعی رخ داد که صورت آن را به کل با گذشته متقاوت کرد.

جهانی سازی و همسانسازی بر این تفاوتها دامن زد و باعث ایجاد شکافی عمیق تر میان این دو دوران گشت.

با این تحولات در حوزه اجتماعی، جوامع رفته رفته به یک کل واحد شبیه گشتند و تفاوت ها و تمایز های فرهنگی و اجتماعی تقریبا رنگ باختند.

در دوران سنت جوامع با نوع پوشش، آداب و رسوم، معماریو... از همدیگر متمایز می شدند اما امروزه این امر تقریبا به امری محال مبدل گشته است.

در ایران تفاوت چندانی میان شمال شهر اصفهان و تهران دیده نمیشود. در هر دو مکان از یک نوع پوشش و یک نوع معماری استفاده شده است.

این امر در عرصه بین المللی گسترده تر میشود زیرا، در این بعد از مکان و زمان فراتر می رویم و با پدیده ای به نام ابزار ارتباط جمعی(اینترنت، ماهواره،و...) روبرو میشویم.

همگی با یک زبان واحد(انگلیسی) صحبت میکنند و همگی از یک نوع مصرف و تقریبا پوششی که توسط رسانه ها الغاء میشود استفاده میکنند.

در این حالت چالش پیش روی جوامع، همان هویت فردی و اجتماعی است که افراد با آن خود و جامعه خود را معرفی میکنند و خود را درمیان دیگران با آن میشناسند.

در این صورت مرز های جغرافیایی اهمیت پیدا میکند و افراد خود را متعلق به یک مکان خاص معرفی میکنند نه یک فرهنگ خاص!

این امر با نزدیک شدن و سهل الوصول شدن رفت و آمد بین کشور ها نیز رفته رفته کم اهمیت تلقی شده و افراد در برخی جوامع مدرن، از این توانایی بی بهره اند. فی المثل با افزایش مهاجرت به شهر های کشور آمریکا کم کم شناخت بومیان اصیل مشکل شده و افراد نمیتوانند با انتساب خود به یک خاک و مرز خاص به خود هویت ببخشند.

در کشور ما نیز در داخل با افزایش مهاجرت به شهر های بزرگ تقریبا چنین حالتی در حال شکل گیری ست و نمی توان بومیان شهر های بزرگی همچون تهران را متمایز کرد.

در چنین حالتی که فرد نه فرهنگ متمایزی دارد و نه مرز جغرافیایی متمایزی پس چگونه باید خود را معرفی کند با وجود اینکه نسب و پیوند خویشاوند نیز در شهر ازبین میرود.

در جوامع لیبرال این هویت یابی به نوع مصرف و رتبه های شغلی و اجتماعی معرفی میشود اما در عرصه بین الملل اینگونه نیست. از همین رو روی آوردن جوانان به خرده فرهنگ ها و معرفی خود تحت عنوان عضویت در گروه های پاپ و راک و متال و استفاده از نوع خاصی پوشش و موسیقی میتواند آنان را از دیگران متمایز کند.

برخی کشور ها خود را با نوع خاصی از موسیقی و یا مشاهیر و دانشمندان برجسته و یا تاریخ تمدنی خودمعرفی میکنند.

ایران در عرصه بین الملل همواره خود را کشوری دارای تمدنی فرهنگی و غنی و مهد مشاهیر و اندیشمندان بزرگ معرفی کرده است.

در چند سال اخیر با رویدادهایی که در منطقه خاور میانه و جهان صورت گرفت و وقایعی که پیرامون مسایل هسته ای ایران در جهان و داخل کشور رخ داد ایران را در صدر اخبار جهان جای داده و این کشور را دارای بعد سیاسی اجتماعی حساسی بین جوامع قرار داده است.

این امر یک برگ تازه ای در هویت ایرانی باز میکند و ایرانی میتواند خود را علاوه بر تمدن غنی و مشاهیر برجسته که مربوط به گذشته اند با عناوین دیگری نیز بشناسد و با آن خود را متمایز کند.

در عرصه بین الملل با حضور گسترده مردم در عرصه های مختلف و حمایت از نظام جمهوری اسلامی ایران و شرکت حد اکثری در تمامی عرصه ها و انتخابات،همچنیین پیشرفت های چشمگیر علمی، ملت ایران را پیشرو و الگوی دیگر ملل آزادی خواه و عدالت خواه جهان قرار داده است.

در این عرصه، هر ایرانی میتواند خود را متعلق به جامعه غیور و همیشه در صحنه ایران معرفی کند و حضور حداکثری خود و حمایت از نظام ولایت فقیه را دست ماییه تمایز و به نوعی فخر بر دیگر جوامع و ملل قرار دهد و جوان ایرانی براحتی به خودببالد  و خود رامتعلق به جامعه ای تحت عنوان جمهوری اسلامی ایران معرفی نماید.جامعه ای با فرهنگ و تفکری خاص.

در سطح داخلی نیز افراد میتواندد خود را تحت عناوینی چون عضو کمپین دانشجویی یا مردمی حمایت از انرژی هسته ای و یا حمایت از یک جبهه و حزب خاص شرکت کننده در عرصه انتخابات معرفی نمایند.

حتی عنوان شرکت در انتخابات نیز میتواند به ایرانی هویت بخشیده و او را یک فرد شرکت کننده در انتخابات و یا راهپیمایی های سیاسی مذهبی بداند.

و من الله توفیق

12/11/جهاد اقتصادی

لینک انتشار مقاله در مشرق نیوز

  توسط مجتبی صبوری نژاد  |

 

زود

چکیده ای مینویسم و میدانم هر کدامش نیاز به توضیح و بسط مطلب های زیادی دارد.

در این نوشته مراد از جامعه غربی همان غرب فرهنگی است.

در کنار بحران های پیش آمده در بطن جامعه غربی(که به توضیح آن میپردازم) خود تفکر لبرالیسم و تمدن مدرن غرب دارای دو تناقض ذاتی است که بر این بحران ها دامن میزند.

نخست آنکه تاکید لیبرال دموکرات ها بر دموکراسی است که این امر خود منطقا محال و غیر قابل وقوع است.

برای توضیح بیشتر به این مثال بسنده میکنیم:

در جوامع دموکراتیک گفته میشود با انقلاب های مردمی یکی از احزاب که توسط مردم مورد تایید قرار گرفته است (که در اصل آن نیز شک وجود دارد)در راس قدرت قرار میگیرد و با وضع قوانینی برای اداره کشور و به همه پرسی گذاشتن آن و با مشروعیت یافتن با آرای اکثریت مردم دموکراسی برقرار میگردد.

حال سوال اینست که قوانین شرکت در همه پرسی( آیا زنان حق شرکت در انتخابات دارند؟ سیاهان چطور؟ از چه سنی میتوان رای داد؟این قوانین تا چند درصد رای مشروعیت میابند ؟ و... )را چه کسی تعیین میکند؟

اگر گفته شود این قوانین نیز به همه پرسی گذاشته میشود سوال خواهد شد قوانین شرکت در همه پرسی دوم را چه کسی تعیین میکند؟

پر واضح است که این تسلسل باطل ادامه پیدا میکند و هیچ وقت به وقوع نمیپیوندد مگر آنکه جایی این تسلسل را قطع کنیم.

عوارض به وجود آمده از این نوع دموکراسی دوروغین غربی باعث بروز شعارهایی تحت عنوان دموکراسی حقیقی توسط جنبش تسخیر وال استریت شده است.

دیگر تناقض موجود در این جوامع تاکید بی جای آنان بر توسعه پایدار است.

توسعه در درون خود تاکید بر جامعه مدرن دارد و مدرنیته خود بر فردیت و فرد محوری تاکید میکند.از محل استراحت و استحمام گرفته تا لوازم و وسایلی که به آنها لوازم شخصی اطلاق میشود و فقط مختص یک نفر میباشند همگی بر این امر تاکید می ورزند.

حال آنکه پایداری ملزم همدلی و همیاری جمعی است که با فردیت در تضاد است. برای پایدار بودن نیاز به همراهی و مشارکت جمعی است در حالیکه توسعه و در دل آن مدرنیته بر فردیت تاکید میکند.

برخی در جواب این ایراد وجود کلوب ها و مراکز مدنی و همیاری اجتماعی در جامعه را مثال میزنند و میگویند باید به هر دوجنبه فردی و جمعی جامعه توسعه یافته توجه شود و با تاکید بر فردیت، جنبش های مدنی نیز گسترش پیدا کنند.

حال سوال اینست با وجود تشکل های مدنی پس ماجرای ایجاد خرده فرهنگ های اعتراضی در دل این جامعه که به مثابه قارچ های فاسدی بر پیکر پوسیده جامعه است چه میشود؟

این دو تناقض ذاتی را میتوان مقدمه ای برای توضیح بیشتری در تغییرات ساختی ایجاد شده در جوامع غربی دانست.

ادامه دارد...

اگر توفیق بود ادامه خواهم داد در نگاشته ای دیگر

  توسط مجتبی صبوری نژاد  |

 

هوا

براي خودم كه اسير هوا هاي نفسانيم چه كنم؟

وقتي معمرِ قذافي رو ميبينم.

وقتي حسنيِ مبارك و ميبينم.

وقتي عليِ عبدالله صالح و بن علي و....

وقتي پرز و اوباما و مدودف و ساركوزس و مركل و ملكه اليزابت و ...

وقتي اينا رو از دور

از اينجا

از توي ايران نگاه ميكنم

هزار تا تحليل و بررسي خوب و مزخرف مياد توي ذهنم يا ميخونمش توي روزنامه و مجله و كتاب و همه چيزاي ديگه

ولي يه چيز حيرونم ميكنم

روح الله الموسوي الخميني

درست ميزنه وسط هدف. ريشه رو معلوم ميكنه.

تحليلي كه فرامنطقه اي نيست. تحليل به روز آكادميك نيست. نه عقل پزيتويستي ميتونه جواب بده نه عقل سياسي و جغرافياي بشر.

نميدونم از كدوم طرف بايد اين تحليل رو ديد.

وقتي ميخونم: تمام مشكلات و جنگ هاي بشر به خاطر هواهاي نفسانيه است. اين ديكتاتور ها به خاطر هواي نفسشون جنگ راه مياندازند...


  توسط مجتبی صبوری نژاد  |

 

احياء


ذلِكَ بأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّهُ یُحْیِ الْمَوْتى وَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ. ...

30 سال پيش زياد دور نيست. هنوز اذهان پدرانمان يادرآور سخنرانی های بيدار گرايانه امام راحلمان است كه چگونه بر فراز منبر مسلمانان را به بيداری و دفاع از اسلام فرا ميخواند.

هنوز سخنانش در در و ديوار جمران طنين انداز است كه اگر ملت های مسلمان منطقه دست به دست هم بدهند آمريكا و غرب به زانو در می آيند.

هنوز صحبت های مطهری در گوشم نهيب ميزند كه اگر هر مسلمان يك ريال به فلسطين كمك كند چه ها ميشود.

و برای چه اينگونه فرا ميخوانند ملت ها را و هيچ كس گوش فرانمی داد؟!

الان از پشت اين شيشه ی فلترون خانه مان چيز هايی ميبينم كه نميتوانم مقايسه كنم با اخبار سی سال پيش.

اينها همان ملت های مرده ی سی سال پيش اند كه اكنون زنده و احياء شده اند و همچون هفتاد همراه موسی كليم الله در كوه طور دوباره بر پا ايستاده اند.

و اينگونه خداوند آيات قيامت را برای ما روشن ميسازد. دلهای پژمرده را دوباره شكوفا ميكند. گرد خاكستر از سر و روی ملت های مرده عرب بر می چيند و به يك باره ملتی زنده و پويا می آفريند كه جهان انگشت در دهان نظاره گر شود.

ملتی كه حاضرشدند گاز كه حق ملی و بيت المال مسلمسن بود به قيمتی نازل به دشمن ديرين اسلام، يهوديان اسرائيل فروخته شود و مرز های رفح برای سالها به روی مسلمانان غزه بسته باشد و محور محاصره كودكان و زنان را كامل كند اكنون به سفارت غده رو به اضمحلال حمله كنند و تسخيرش كنند.

خداوندا ما به قدرت تو ايمان داريم و اكنون در انتظار وعده راستينت كه همان ظهور حجتت است ميمانيم.

همانگونه هيچ كس انتظار چنين حركتی را از ملت های مسلمان منطقه نداشت.

  توسط مجتبی صبوری نژاد  |

 

رویداد ماهانه

برای فرار از همهمه ی درونی و رسیدن به آرامش بیرونی بدک نیست سری بزنیم به اعمال و رفتار یک ماه و اندی گذشته.

قاطی نوشتی تحویل بدیم از جنس نمک پاش و آب پاش.

انگلیس شلوغ شده بچه هابا کاردارش نامه نگاری میکنن.یونان و اسپانیا و آمریکا هم شلوغ شده. آلمان هم که رفته روی کورس ماشین سوزی و یاد یک لگه پا بودن صدر اعظمش افتادم در آ سمان ترکیه.

ترکیه عجب موجود نادخی ست در ردیف خودش. کاروان آزادی راه میبرد از شیعیان بحرین دفاع میکند با ملک عبدل و برو بچ صهیون هم دیدار و گفتگو دارد بر علیه سوریه به بهانه کردهای عراق به نیت زدن بالای قدرت ایران و ژاندارم شدنش در منطقه.

منطقه چند ماهی ست بارانی است همراه با درگیری های پراکنده. همه اش از شاخ آفریقا شروع شد. بحرین هنوز درگیری ست یمن در حال حالگیریست مصر هم خودش نمیداند باید چه کاربکند حالا که اینطوری شده! لیبی هم باید یه فکری به حال تیمارستانهایش بکند تا دیوانه دیگری فرار نکند حکومت تشکیل بدهد دوباره روز از نو روزی از نو.

نو شدن سال معنوی هم برای مسلمانها شروع تازه ای ست . علی الاخصوص از جنس شیعه هاش. شاید امسال سال پایان و سال شروع دوباره بود.

دوباره بوی انتخابات به مشام رسید تبلیغات برخی های اسمشون رو نبر شروع شد. مجلس که جای خودش ولی ریاست جمهوری یه دوسالی مونده از الان دارن کار میکنن ها!

کار میکنن ها در حد بوستان و ولایت و هفت هیلیارد پول بیت المال مسلمین که برای عیاشی خوش گذرونی یه عده ی شب گرد تخصیص دادن. به یه خواننده ده شب پونصد میلیون تومن.

تومنی چند هزار قیمت سکه داره میره بالا و طلا و سهام جهانی و سقوط بورس و خداحفظ لیبرالیسم سرمایه دار.

خدارو شکر توی این ماه عزیز از برادران ناهی از منکر کسی مصدوم و مجروح و شهید ندادیم. ماه خوبی بود بدون روزه خواری در ملاء عام به غیر از اون ده موردی که خود حقیر دیدم و بعضا تذکر دادم.

درگیر جنگیم از نوع نرم. نرم نرم باید بریم قدس رو پس یگیریم بعد نرم نرم میریم مکه بعد نرم نرم جهان رو میگیریم بعد نرم نرم آخ ظهور رو یادم رفت قبل از همه اینها نرم نرم ظهور حضرته و بعدش که دیگه بلدیم همه.

  توسط مجتبی صبوری نژاد  |

 

مقوله

حجاب مقوله خوبی ست برای فرار به جلو كه نه به كوچه پس كوچه‌ها‌ی درون گروهی خودمان

امنيت اجتماعی را گرفتيم براي حجاب كه خوب است ولي آقای اراذل بگير عزيز خدارا قسم به همراه بشقاب‌های بام نشين تهاجم فرهنگی اين جعبه های داخل نشين گل به خودی را هم جمع كنيد.

ماهپاره يا همان ماهواره به لفظ برگردان از غرب نهايتا يكی دو صحنه از آن فلان دختر و پسر نشان دهد كه همان هم معلوم است اينان كافرند!

اين جعبه شيشه ای لعنتی خانه مان چيز هايی نشان ميدهد در لوای اسلام و مسلمانی كه شانه به شاخ های سرم گير ميكند!

آقای مسئول محترم كار خانه محتوا سازی اين جعبه، شما جای من بوديد چه می‌گفتيد وقتی كودك شش ساله بپرسد سقط جنين يعنی چه؟

آمدم روند عادی فرايند فرزند آوری را توضيح دهم...

آقای ستاره به دوش، آقای پينه به پيشانی و آقای تسبيح به دست، چه بگويم كه كودكان امروزی فردا بايد با آهنگ‌های شاد و موزون به خواندن قرآن ترغيب شوند.

كه اگر نبود آن پر رنگ پورنگ و آن نرگس خاله‌های ديگر، عمرا دست بوسيدن پدر را نمی‌آموختند.

خوب است تعهد دهد كه ديگر مو بيرون نياندازد ولی بهتر است شما ها هم تعهد دهيد كه ديگر در لوای زن مختار بی‌حيايی ترويج نكنيد.

كجا نوشته اند نا محرمان قد بالای بانوی اسلام را ديده اند چه برسد به آن كه در جلوی خيل نامحرمان صدا بلند كنند و با روی باز خطبه خوانی كنند؟؟

زن مسلمان با چارقد و روبنده نيست كه اسلامی است با حيای اسلامی ست كه مسلمان است.

كدام برنامه است كه آموزش دهد نميدانم.فعلا بايد با دست پس زد و با پا پيش كشيد.

بی حجابی پديده ای نيست در مدرنيته و تهاجم غربی و فرهنگ و ...

اين را خوب بلديم بزنيم زير اين گرد بی مادر تا بيفتد در مستطيل دشمن و خودمان ساعتی آسوده بياراميم.

بی حجابی پديده بی تعهدی ما به اصطلاح قرآن و به فكر خودمان حزب اللهی هاست.

بايد حتما با تنی نسبتا لخت از كناری رد شود تا كمی ناراحت شويم و گرنه مابقی برايمان عادی می‌نمايد. شايد هم چيزی نيست!

خدا را گواه كه راضی نيستم و در هرجای كه باشم و در توان باشد در برابرش ميايستم.

بارالها! مرا با اينان ميگر...

  توسط مجتبی صبوری نژاد  |

 

مسئولیت پذیری

چند بار نوشتم

دوباره پاک کردم

آنقدر نوشتم و پاک کردم که کاغذ مانیتورم پاره شد.

آنگاه فهمیدم من هم پوچ شدم . آنگاه که فعالیت های فرهنگی پوچ میشوند.

باشد بعدا مینویسم.


  توسط مجتبی صبوری نژاد  |

 

نسل‌های بی‌بديل

براي نسل بچه حزب اللهي هاي فست فودي همين بس كه الگوي جامعه يشان دروازه باني باشد كه تمام عمر خود را در مستطيلي "سبز" گذرانده باشد.

بر روي سبزش تاكيدميكنم!

به حال جامعه اي كه الگوهاي حقيقيش در كنج خانه بروي تخت، زير دستگاه اكسيژن، دموكراسي در روز روشن ميبينند و قرص اعصاب بالا مياندازند بايد گريست.

براي جامعه‌ام كه جوانانش تا صبح صادق براي  عادل نود پيامك ميزنند كه نظرشان درباره دعواي علي با قلي چيست نگرانم.

براي تبديل كره القدم عربها يا همان ساكر چشم آبي ها به يك بازار ترويج مدرنيته هابرماسي نگرانم.

چه بايد گفت كه نشان دادن "يك ساعت جهل و پنج دقيقه كم" از "دفاع تحميلي مقدس" آن هم موقع "ساعت خوابت ديرشده برو بخواب كودكانمان"، در حكم چاشني حتي كمتر عمل ميكند. بعضا بي‌تأثير.

هم و غم جوانان را در خيابان سوار ميني بوس هاي قرمز و آبي ميتوان ديد.

براي نسل بچه مسجدي هاي بلوتوثي همين بس است كه در وديوار شهرشان پرباشد از عكس هاي السلام علي آل "ال جي" و علي آل "سامسونگ".

براي نسل بچه‌بسيجي هاي سوزوكي و هندا هزار ناراحتم.

گريه ميكنم براي نسل بچه هيئتيهاي اكو چنگي با بيس بالا. همين بسمان است كه اگر گفتي حجابت را درست كن بگويد به تو چه!!

نسلي كه غرق در مظاهر است.مظاهر همان چيزي كه ميداني هابرماس. مظاهر همان چيزي كه مكدونالد خوب بلد است.

مظاهر سوسيس و كالباس. مظاهر سوني. مظاهر آي پد و آي فن و جديدا هم گالكسي.

مظاهر  بي بديل مدرنيته با چراغ خاموش.يا بهتر بانور بالا و چشمان كور ما.

راه آسمان در بهشت زهرا قطعه 29 در كنار يزدان پرست آرام گرفته همان كه شبانه روز در سوره داد ميزد و خفه اش كردند.

براي خودم گريه ميكنم.

جامعه ام دارد به سمتي ميرود كه قرار بود تمام دنيا برود، تا كلاه پدرسوخته‌اي به سر هاي  معبد نشين اورشليم ديوار ندبه را بادستانشان نجس كنند و مانند مجانين ديوانه وار سرتكان بدهند و مستي كنند و به ريش همه مان بخندند. كار از گريه گذشت...

  توسط مجتبی صبوری نژاد  |

 

پوچ

شاید زمانی رسیده باشد که دیگر آنگاه فعالیت های فرهنگی پوچ شوند شاید هم هرگز این زمانها نرسند

یا میرسند و ما سر در برف گمراهی جهل یا نه، کفر* حاصل از بی حیایی  فرو بردیم.

می خواهم بلند بلند فکر کنم و روی کاغذ صفحه نمایشگرم بنویسم...


بعد از گفتن: کفر* به معنای پوشاندن حقیقت است.

  توسط مجتبی صبوری نژاد  |

 

 



برای خودم نه!!
شايد برای خدا شد...

saboorim22@gmail.com

 

 

علی
نفهم
دمه در
ارث بابات که نیست
انتخابات - برگ جدیدی در هویت ایرانی
زود
هوا
احياء
رویداد ماهانه
مقوله

 

هفته چهارم فروردین 1391
هفته سوم فروردین 1391
هفته چهارم اسفند 1390
هفته سوم اسفند 1390
هفته دوم اسفند 1390
هفته چهارم دی 1390
هفته اوّل آبان 1390
هفته سوم شهریور 1390
هفته اوّل شهریور 1390
هفته دوم تیر 1390
هفته سوم خرداد 1390
هفته دوم خرداد 1390

 

 

جاده رهایی "ملکوت"
اضافه نوشت "کاوه"
تردید راهی به دانایی"سرشار"
پیام فضلی نژاد
شیعه سیاسی(حامد مهند)
خصوصی نیست(سجاد صفار هرندی)
دست نوشته های یک دانشجو (امیر حسین ثابتی)
جنگ امروز(امین فرج اللهی)
طلبه سیرجانی(علیرضا جهانشهاهی)
کیستی ما(وحید یامین پور)

 

 

RSS 2.0
جنبش  وبلاگی حمایت از طلبه سیرجانی


ابزار رایگان وبلاگ
مدل لباس
مارکت 98

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

 

پیج رنک

آرایش

طراحی سایت